احمد بن محمد ميبدى

235

خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى )

پير طريقت گويد : الهى همه از حيرت به فريادند و من به حيرت شادم ، به يك لبّيك درب همه ناكامى بر خود بگشادم ، دريغا روزگارى كه نمىدانستم تا لطف تو را دريازم ، الهى در آتش حيرت آويختم چون پروانه در چراغ ، نه جان رنج تپش ديده ، نه دل الم داغ ، الهى در سر آب دارم در دل آتش ، در باطن ناز دارم و در ظاهر خواهش ، در دريائى نشستم كه آن را كران نيست ، بجان من دردى است كه آن را درمان نه ، ديدهء من بر چيزى آمد كه وصف آن به زبان نه ! خصمان گويند ، كه اين سخن زيبا نيست * خورشيد نه مجرم ، ار كسى بينا نيست ! 2 - لا تُحِلُّوا شَعائِرَ اللَّهِ . آيه . شعاير خداوند معالم شريعت است و محاسن طريقت و امارات حقيقت و دلالات قدرت و حكمت ! و مىگويد : هرچه نشان ما دارد حرمت داريد ، بتعظيم در آن نگريد ، به فرمان‌بردارى پيش شويد تا برخوردار گرديد . . . . وَ إِذا حَلَلْتُمْ فَاصْطادُوا . آيه . اشارت است به آنكه بنده هميشه زير امر حق نخواهد بود و پيوسته بار وجود ما نتواند كشيد ، ساعتى در اداء حق ربوبيّت ، و ساعتى در جلب حظّ عبوديّت ، گاهى چنين ، گاهى چنان ، تا بنده بياسايد و ميان اين و آن زندگى كند ، و پيغمبر فرمود : من از دنياى شما سه چيز دوست دارم : بوى خوش ، زن ، نماز . پير طريقت گفت : الهى ، چون از يافت تو سخن گويند ، من از علم خويش بگريزم ، و بر زهرهء خود بترسم ، در غفلت آويزم ، نه در شك باشم ، اما خود را در غلطى افكنم تا دمى برنزنم ! . . . وَ تَعاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَ التَّقْوى . آيه . مىگويد همگى در نيكى و پرهيزكارى ، دست يكى باشيد ، هم‌پشت و همروى يكدگر باشيد ، هرجا كه مردم در نيكى و تقوى گرد آيند خود را ميان آن جماعت افكنيد ، تا به رحمت حق توانگر گرديد . عبد اللّه مبارك گويد : به مشعر الحرام رسيدم خوابى سنگين بر من غالب آمد ، فرشته‌اى ديدم كه گفت : سيصد هزار نفر در موسم حجّ هستند و تنها حجّ يك نفر پذيرفته شد ، چون از خواب بيدار شدم اين سخن بر من سخت آمد و دلتنگ و اندوهگين شدم ، هاتفى آواز داد كه دل تنگ مدار و بدان كه جمله را به طفيل آن يك نفر بيامرزيدند تا بدانى كه بركت جماعت زياد است ، ندانى كه يك صاحب دولت كه كيمياى هدايت باشد و در ميان جمع برآيد همه را به رنگ خود كند ! . . . وَ لا تَعاوَنُوا عَلَى الْإِثْمِ وَ الْعُدْوانِ . آيه . نيك بنگريد كه همه را بر نيكى و تقوى فرمايد ، اما قومى را راه گناه و دشمنى در پيش نهد و از نيكوكارى و پرهيزكارى برمىگرداند ، كار ندارد كه چه كسى را خواند ، كار دارد كه كرا درگذارد و كرا بپسندد ! زيرا مقبولان حضرت ديگرانند و مطرودان درگاه ديگر و باردادگان ديگر و محرومان ديگر . در اين آيه ، نيكى موافقت شرع است به اميد نجات ، و پرهيزكارى مخالفت نفس است در نافرمانى خدا . گفته‌اند : معاونت بر نيكى و پرهيزكارى آن است كه بر جادّهء دين با استقامت روى و سيرت بر طريقت پسنديده دارى تا ديگران به تو اقتدا كنند و بر راه صواب به پيروى تو روند . 3 - حُرِّمَتْ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةُ . آيه . مردار گرچه حرام است لكن هنگام ضرورت ، خوردن آن مباح است و از مردارها يكى گوشت برادر مسلمان است كه بر وجه غيبت خورند كه هرگز به هيچ صورت جائز نيست ! در اين آيه بيان شده كه گوشت حيوان را دو حالت است : يكى آنكه چون به شرط شريعت كشته شود ، كه در اين صورت پاك است و خوردن آن مباح ، ولى اگر خود بميرد پليد است و خوردن آن حرام است . و اين اشارت است به نفس آدمى كه اگر با شمشير مجاهدت و رياضت بر وفق شرع كشته شود آن نفس پاك باشد و نزديك شدن به او جائز است و صحبت او